دنیای عجیبی است
نصیب اسب,استخوان
و
نصیب_ببر_بیشه:
علف میشود
:پ.ن:حضرت شمس لنگرودی
هر که هستی،زندگی ات هر چه هست،دوست من:رفتن به کلیسا را متوقف کن تا یک گناه کمتر کرده باشی،آن هم گناه کبیره:تو نباید در نمایش مسخره کردن خدا شرکت کنی
پ.ن:سورن کیکه گور
پ.ن2:دوست من میشه از این مهم صد تا فاکتور گرفت
مواظب گفته ها و ناگفته های خود باشید
پ.ن:هیس بودن نفس جنایت شد
در چین مسلمانان کشتار شدند
در ایران مرغ کدخدا هم برنداشت فریاد
پ.ن:مرغ کدخدا هنگام قلع قمع شدن مسلمانان چچن هم روغن مشابه به ماتحت داشت
پ.ن:اما کدخدا هنوز کشتار کمونیستهای ویتنام رو عزا میگیره
پ.ن2:خیابانهای شهر میشه نمایشگاه عکس غزه,صدا و سیما یک سره مرثیه ی فلسطین
پ.ن3:موضوعیت با مظلومان نیست اینجا جنس ظالمان محک مرثیه و غوغاست
اگر جانیان حکومتهای توتالیته باشند و قربانیان حتی هم برادرانمان خمی در ابرو گره نمیشه
وای که طرف جنگ دولت دموکرات باشه وای وایمان بر عرش که تفاوتی نداره که حریفانشان طالبان باشند و کمونیستها
تاکید شد:به سلطان حسین ها رای ندیهید
و
ما به شیر حسین ها رای دادیم
انا لله و انا الیه راجعون
عواملی به بهانههای واهی با چوب و چماق و باطوم و شوک الکتریکی به جان اعضای ستادهای اینجانب و مراجعه کنندگان سرگردان و مبهوت از این وضعیت افتادهاند، در حالی که امیدی به کارایی قوه قضاییه محترم نمیرود زیرا جایی که دادستان کل کشور نتواند از سخن قانونی خود در پیشگیری از سخنرانی اضافی نامزد حاکم در سیما جلوگیری نماید، با چه ابزاری میتواند از این خشونت سیاه بازداری کند؟
ایاک و الظلم لمن لیس له الا الدعا
برادر ما - میرحسین موسوی"
if God has one message to all?!i
you,ve got me all wrong
آن آزادی که پیشاپیش معلوم باشد آزادی نیست.
اگر میدانستیم که آزادی به چه کار می آید،دلیل تقاضای آن از میان میرفت..آزادی ضرورتا به این معناست که چیزهای بسیاری تحقق میابد که ما خواستارشان نیستیم.
ایمان ما به آزادی مبتنی بر نتایج قابل پیش بینی در شرایطی خاص نیس،بلکه اساس آن این اعتقاد کلی است که آزادی بیشتر به سود ما خواهد بود تا به زیان ما.
از فردریش فون هایک
از لیبرالیسم و محافظه کاری جلد دوم تاریخ اندیشه های سیاسی قرن بیستم مدخل هایک مولف حسین بشیریه نشر نی
پ.ن:مولف:حسین بشیریه
تو جائی که زیر عناون فلسفه سیاسی نام مولف دیدن ذوق مرگیه چه انتظار از آزادی
پ.ن4:ترقی عبارت است از کشف آنچه تاکنون ناشناخته بوده.تمدن همان ترقی است و ترقی همان تمدن(هایک)
دیگر برای خود و نسل خود نمیگریم!
اما کاش ناگزیر نبودم که ببینم بر این زمین
داغ_زرین_شکست
فرود میاید بر پیشانیهایی که هنوز چین نخورده اند
پ.ن:از آنا آخماتووا(ترجمه محمد مختاری)
از دایرت المعارف نویسندگان روس(کاری از استاد خشایار دیهیمی)
پ.ن2:حرف مرد یکیه:من به مصطفی معین رای میدم و گفتمان حقوق بشرش
پ.ن3:نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان(ولی من رای میدم)
یک بار دیگر:
چه اهمیتی داشت که حالا ماری یک مورسوی تازه داشت که ببوسدش؟
نمیفهمید که خودش هم محکوم است
پ.ن:یک بار دیگر بیگانه ی کامو خریدم
پ.ن2:منتظرش بودم ترجمه شده ی بیگانه و خشایار دیهیمی
پ.ن3:فکرش را هم نمیکردم یک وجب دو انگشت کم ارتفاع کتاب و صد صفحه 28 صفحه بیش حجم کتاب..قیمتش بشود5000هزار تومان100تومان کم
پ.ن4:نزد من قند مکرر بردن است
پ.ن5:یکبار دیگر بعد از خواندن زمین و زمان را فحش میدهم تا مدتی(شاید هم مدتها
کتاب گران بود دفتر40برگ خریدیم و مداد
پ.ن1:چقدر آزادی!انگشت به دهان گرفتن از سر عشق و حیرت و حسرت درست جلوی نشر صراط و تصویر سروش
تو رویا به کم از کره ی زمین رازی نبودن
تو واقع_دربدر کره و پنیر بودن
پ.ن:وقت خود بینی نگنجی در جهان
در گلو و معده گم گشده چو نان
(مولانا)
پ.ن2:نهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دریا را........فولاد اهواز(بشکن بشکنه)
پ.ن3:بعلت کهولت سن از استشمام بوی پیرهن عاجز
پ.ن4مردن و پژمرده زیستن متفاوت است آیا؟
نمیتونم بفهمم:اینهمه آدم پشت این پنجره ها،بالای این طبقات، نه فقط زندگی رو تحمل میکنند بلکه زندگی میکنند
حرکت نادرست
کارگردان:ویم وندرس
براساس داستانی از پیتر هانکه
wim wenders
http://en.wikipedia.org/wiki/Wim_Wenders#Filmography
رستورانهای کوچک،ماجراهای بزرگ
پ.ن:گفتا که خواندت اینجا؟گفتم که بوی جانت
عابر_ایستاده در انتظار_خر مراد..........
پ.ن:جز دو چشم خرکی هر چیز این زندگی شما خرکی ست
همون نظر و حرفهای خیال،رو رودرو زدن!هم جرم و هم جنایت
پ.ن:شیرین دهنان
پ.ن2:والسلام
کاش امکان داشت وسط اتاق چالش کنم یک چیز مث حافظیه بسازم و تا ته عمر دورش بچرخم
و جاودانش کنم
پ.ن:استغفرالله
پ.ن۲:اه ۱۵ فرودین قسمت سگی سال(جز عرخی سگی هر چیز این زندگی شما سگیست)
راه میافتم,تقریبا هر روز,تو خیابانهای خالی که تو زمستان خالیترین میشن,نه گنجشکی بر شاخه ها نه شاخه ای بر درختها و نه درختی تو این خیابانها
تو همین روزهای رفتنم تو خیابانهایی که خالیترین داره میشه مث من خیلی از مردم راه میافتن
تو خالی خیابانها که گوشه راست کنار جوب هر چند قدم خالی به خالی یک تپه مدفوع و سمت چپ قندیل به دیوارها از ادرار
راستی صبح و کلاه برداشتن از سر به احترام موشها این تنها جانداران شهرمان:سلام آقا موشه
تمام روز با همه ی مردم شهر تو این شهر خالی میرم و میام
تا به شب ,شب زمستان که شهر رو کرده خالیتر از هر شهر هر شب
قدم به قدم(بی سلامی و تنها گفتگوئی و آقاراه مانده ام و ۲۰۰تومان) با همه در شهر خالی و شب
شب پناه بردن به کنج بار و انگشت اشارت و ودکا،بی گفتگو
و سیلی این سرما و پریدن از صندلی پارک و به یادآوردن_(کسره):
در میخانه ببستند خدائیش مپسند
که در خانه ی تزویر و ریا بگشایند،ایش(ایش همون کلمه ی چندش خانمها)
و حرکت کارنوالهای حسینی در شهر بی رویا، شهر خالی
