از تو
باورهاي من منارجنبان اصفهان انند
پ.ن:در ترديد عظيمم٬اين پايداري هم خود اعجازيست!
۲.فیلسوف آلمانی زیر این آپ امضائی در خور کن
باورهاي من منارجنبان اصفهان انند
پ.ن:در ترديد عظيمم٬اين پايداري هم خود اعجازيست!
۲.فیلسوف آلمانی زیر این آپ امضائی در خور کن
زلف بر باد مده!
باد که نی٬
طوفان است.
پ.ن:زلف بر باد مده(حافظ)
به خواستگاری میرویم
شغل را جویا میشوند؟
میگوئیم وبلاگ نویس و معتاد
پ.ن:این آپ خاطره ای بود از مزخرفات استاد پخی
پ.ن۲:گویا زیر میزی برای هم کامنت رد و بدل میکنید..کوفتتان بشود
می آیند و می گوئیم :
جمله ها
و
حرف ها
فاقد هر معنا
پ.ن:جمعه ها آنقدر بی معناست که حرف بی معنا هم نمی آیدم.
حسرت روزی را میخورم
که
گنجشکها بر سر و رویمان میریدند
پ.ن:درخت کاجی جلوی در داشتیم که گنجشکها گویا میوه هایش بودند.و اینک شهر از هر جیک جیک مستانه ای خالی است
تا پنجره گشتم٬دیوار فرو ریخت
پ.ن:به برقرار نبودن هم اعتیاد پیدا میتوان کرد
من که نشستم تو ماشین.اون هم میشینه
با خودم میگم:این با همه فرق داره
نمیدونم دقیقا این با اون فرق داره و این با همه فرق داره رو چند بار گفتم
نتیجه:یقینا منم که با همه فرق دارم.همه یکبار میگن این با همه فرق داره من هر روز و هر بار
پ.ن:به علت سهمیه بندی بنزین فرصت ایجاد دیالوگ نرسید و قصه در افتراق و در ذهن گذشت و زود برگشتیم
پ.ن۲:لایب نیتز هم عمرش در تشخیص فرقها و اشتراکات گذشت:مناد(جوهر)نقاط متافیزیکی و وجودی است.منادها در و پنجره ندارند و نه چیزی از آن خارج میشود و نه چیزی به آن داخل.و نه در هم تاثیر میگذارند و نه قادر به اکتشاف هم هستند.هر مناد برای خود عالمیست
با این فلسفه است که قادر به شناخت وجودی هم نیستیم الا شناخت لپ و چشم هم...
چشم فیلسوف آلمانی را که دور میبینم خود را مجاز گفتن هر چیز میدانم
پ.ن۳:من نمیتونم هیس بشم![]()
پ.ن۴:
گفتاری از دکتر عبدالکریمی را اینجا دانلود کنید
سکولاریزم ستیز.سخنرانی دکتر سروش در انگلیس
مازوخيستيها
به جشن تولد خويش دست افشانند
ساديسميها
در جشن عروسی ديگران پای کوبان!
پ.ن: شادمانه ميروم
نمیدانم
از بی آرزوئی صدایت نمیکنم
یا از نا امیدی به تو؟؟
بین این همه چشم.فقط اون چشمی انتخاب میشه
که
وجود رو زیر خودش دچار واپاشی میکنه
امروزه جنون امکان انسان شده
فوکو
girl interrvpted
winner! 1999 academy
best supporting actress-anglina jolie
مث مته بازی بازگراش که رفت تو چشمت بیست و چهار ساعت بعد تازه میتونی بازیها رو فراموش کنی متن رو زیر و رو کنی
در حین زیر و رو کردن متن ذهنم سر از متن فوکوئی در آورد
انگار فوکو در نقد فیلم یا فیلم رو دقیقا از متن فوکو درآورده باشند:
جنون دیگر به جهان و شکل های زیر زمینی آن وابسته نیست.
جنون دیگر تماما به انسان وابسته است و رویاهایش
دیوانگی دیگر در چارگوشه زمین چشم انتظار کسی نیست.بلکه خود در درون انسان نهادی به پا میکند
به عبارتی جنون رابطه ای نزدیک و ظریف است که انسان با خویشتن برقرار میکند
پ.ن:
زین خرد,"جاهل همی باید شدن!
دست در دیوانگی,"باید زدن
قبل از مردن فیلم رو ببنید تا فرصت کنیم به آغوش جنون برویم
از فکر کردن به تو
دچار ایدز ذهنی شدم!
بی گمان فعل خوب هم شکل میگیرد
ولی
نه از جانب ما!!!
یه نیم نگاه به اختیارم
و یه نیم نگاه به امکانهام
کافیست"تا همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
پ.ن:قیاس اختیار و امکان=سر گیجه الاغی
همه عر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
این هم بیتی از مولانا

توت های فرنگی رنگشان را از دست دادند
این آفتاب که تمامی سایه ها را میبلعد
مرا گرم نمیکند
معشوق همه ناز است نه راز
منصور ابن حلاج
پ.ن:چند روزه احساس میکنم از سلام وعلیک با دیگران دچار درد میشم
وجدان درد نه"درد ماتحت!!
از دوزخ ات هراسناک اند
دوزخ از تو نیست
دوزخ"غیاب توست
تو در زمین می خرامی
من سر به آسمان دارم
قصه ای من؟
من با تمام قصه هام بی قصه مانده ام!