پشت من ناخن من

 

 

گر بخارد

کس نخارد

 


پ.ن:یک ساعته دعا میکنم:ورونیکا بگشای رخ

پ.ن2:یک ساعته رخ نمینماید

پ.ن3:ورونیکائی در کار نیست

پ.ن4:پوپر:رویائی جامعه ای در حد کمال جهنمی از خشونت و زور گوئی و جباریت ایجاد میکند

پ.ن5:پوپر:بر آن نباشیم نه رسیده به پل از آن بگذریم

پ.ن4:6و5تا مقدمه بود برا گرفتن نتیجه ولی نتونستم نتیجه بگیرم هر کی برا خودش نتیجه بسازه بهتره

 

 

 

ذوق نیستی

 

 

تنها ارزش مطلق در دنیای من مرگ بود.

زندگی اگر برود دیگر تا ابد هرگز هیچ چیز نخواهد رفت

رشک میبردم به آنانکه به خدا ایمان داشتند اما به چنین کسان بد گمان نیز بودم.چون احساس میکردم با افسانه ای که از موجودات دگرگون ناپذیر و باقی و پایینده آفریده اند میکوشند به خود قوت قلب دهند

مرگ در نظرم بمراتب مسلمتر و حتمیتر از خدا بود.

پس از مرگ دیگر هر روز امکان مردن عشق وجود نخواهد نداشت و کابوس خستگی و ملال و بی تفاوتی آینده رخت خواهد بست

 


پ.ن:از کتاب آمریکائی آرام ترجمه عزت فولادوند

پ.ن2:چیزی برا ننوشتن هست که فقط میشه با مشت زدن تخلیه اش کرد(کاش فکت نظرگاه من بود)

 

 

عنوانم نمیاد

 

 

انسان اشتباه چاپی متفکر است

هر دوره ی زندگی چاپ جدیدی است که چاپ قبلی را تصحیح میکند و خودش هم در چاپ بعدی تصحیح میشود
تا برسد به چاپ متن نهائی که ناشر تقدیم به کرمها میکند

 


پ.ن1:هر6پ.ن آپ قبلی رو میتونید بجائی این پینوشت بخونید

پ.ن2:پس تو کی میخوائی این کتاب رو بخونی

پ.ن3:یک اثر ناب از نظر من اثریست که منو یاد مشابهتهای قبلی نندازه

he was a quiet man

این فیلم(او مرد آرام بود)بهت انگیزترین فیلمی بود که در سال گذشته از نظر گذروندم

دوست داشتن ماهی ها یا دوستی با ماهی ها مساله این است
من به شکهای خودم مشکوکم
من به مشکوکی خود مشعوفم

حالا مث بچه ی آدمیزاده برو فیلم رو ببین

پ.ن4:یک روز که از اجبار خودمو زدم به خریت,دیدم خریت شیرین تر از آدمیته,همچنان در غالب خریت میزیم

پ.ن5:خدا هست.سنگ هست.خر هم هست
اما این انسانه که وجود داره
خدا فقط میتونه خدائی کنه...سنگ سنگی..خر خریت
من اما از بین خدائی کردن سنگواره شدن و خریت کردن سومی رو انتخاب کردم

پ.ن6:زیر دوش آفتاب فالوده با آبلیموی فراوان

پ.ن7:دلم امامه میخواد و یله بر خنکای چمن پا در اون آبهای امامه

 

ایام غم نخواهد ماند(ذوق نیستی)

 

 

بعضی غمگین مثل عبرانیان_اسیر.

 

بعضی شاد مثل عشرت طلبان_دوران_کمودوس

 

 همه شان درست سر وقت به گور میرسند

 

 

پ.ن:خاطرات پس از مرگ براس کوباس همچنان تو سرم در حال غوغاست
تطبیق با فیلم بیمار انگلیسی!!!!!!!
تشابه شخصیت براس کوباس با مورسوی بیگانه!!!!!!!!!
شباهت یابی کوباس بوربا با نیچه!!!!!!

پ.ن2:اصلاحیه پ.ن4آپ پیشین:جزو 5.6 متن ادبی جهان از نظر من

پ.ن3:داشتم میگفتم عید خوش و متحیر بودم از براس کوباس دمش گرم جناب عبدالله کوثری با ترجمه اش
فرمود:بی وجدان دم من گرم که برات خریدم

پ.ن4:بهترین سنگر دنیا:یک آغوش!!!!!!(ربطی به براس کوباس نداره)

پ.ن5:فک کن اگه مشمای براس کوباس ساخته میشد

پ.ن6:خاطرات پس از مرگ براس کوباس نشر مروارید قیمت2800تومان برنده جایزه بهترین کتاب ترجمه ی سال

 

 

 

ذوق نیستی

 

 

تمام عیش و عشرت نیستی به انتظار ماست

 

 


پ.ن:خاطرات پس از مرگ براس کوباس سه روزه صفحاتش در کتاب تمام شده و همچنان در مغز متورم من ورق میخوره

پ.ن2:مهم نیست نویسنده کی هست اسم کتاب چی هست.مهم نام عبدالله کوثری به عنوان مترجم هست(بعلاوه:عزت فولادوند.خشایار دیهیمی.داریوش آشوری)

پ.ن3:امسال که چهارده روز ازش میگذره حساتب کردم دیدم اولین دوستی که شما باشید پاش تو یادداشت گونه ی روزنوشت من پیدا شده
برای اولین بار یک نام در چهارده روز سه بار(تو یادداشت برداریهای روزانه من نام اشخاص کلا به ندرت به میان میاند)تا از ماجرا پرت نشدم اعتراف میکنم نام نام رو:امیر سیبیل

پ.ن4:رپیت میکنم:جزو 5-6متن ادبی:خاطرات پس از مرگ براس کوباس

به تو

 

 

من متوجه این نکته شدم که چاپلوسی زنها با مردها متفاوت است

مردها تا حد بردگی پیش میروند.
اما چاپلوسی زنها به صورت محبت ظاهر میشود

 


پ.ن:از کتاب خاطرات پس از مرگ براس کوباس ترجمه عبدالله کوثری

پ.ن2:حتما جزو 6.7 تا اثر ادبی برتری هست که خوندم

در جام هستی

 

 

شراب ناب

 

نیست