داوریها را به پیش داور اندازیم
ممکنه نوبل ادبیات رو به زرت و پرتهای من اعطا کنند
ولی
محاله کوندرا و ماریو بارگاس یوسا بهشون نوبل تعلق بگیره
ممکنه نوبل ادبیات رو به زرت و پرتهای من اعطا کنند
ولی
محاله کوندرا و ماریو بارگاس یوسا بهشون نوبل تعلق بگیره
ذره ذره های من به چند عمر نوح هم حوضچه نمیشه،دریا دریام آرزوست!
دلم میخواست:
یک اتاق داشتم پنجره اش رو به مدیترانه باز میشد و پنجره رو برا همیشه میبستم و پرده رو میکشیدم و میرفتم تو رختخواب و اوقات بکام
ارنست همینگ وی در اول ژوئیه ۱۹۶۱ با تفنگ شکاری مغز خود را سامان داد ...
سه زن(خلاصه):
زنان حافظانند
پ.ن:اونجا که سه زن
پ.ن2:من هفته ای یک شانس دارم،نه براش جستجو میکنم نه دستی دراز،نه!! این شانس مث بختک هر هفته میافته روم:میرم تائتر ببینم نصیبم آخرین ردیف سالنه میرم فیلم ببینم ردیف جلوی سینما مال من میشه
ّپ.ن#:گاهی هفته ای دو تا شانس میارم،تو سینما ردیف جلو که میشینم هیچ، آقا و خانم محترمی کنار دستم اند که غرژ و غورچ بسته چیپس زهرماریشون خودش موزیک متنی میشه
شهروندامروز:عبدالله نوری بیاید یا نیاید؟

عکس عبدالله همه نوری بود
عکس بیگانه همه،کوری بود
مولانا هم تایید کرد،بیا
کاش بجای خون تو رگهام بوی تو بود
پ.ن:ای به من ربط نداشت مونولوگ لئوناردو بود......و یرما
بو،بوی پیرهنت،اینجا و اکنون:کاش
پ.ن:کمی شاملو